سلام خوبی اسماء خانوم.اميدوارم ك منو بخشيده باشی ب خاطر اينكه من بچگی کردم ک خواستم با شما صحبت کنم،میدونم برا یه دختر ک واقعا چشم پاکه و دختری ک خانواده ی مذهبی داره،خيلی زشته كه بخواد با يه پسر نا محرم صحبت بکنه.خداییش یه خبر راجب شما بهم رسید که نگران شدم،من واسه کارم دلایل منطقی و زیادی داشتم ک باید با شما صحبت می کردم،من پسری نیستم که بخوام هرزه باشم و چشم چرونی کنم،میدونم کسی ک سراغ این کارا میره اول ناموس خودش رو هدف قرار میده با کاراش.من اگه هوس باز بودم چرا باید سراغ شما بیام ک دختری چشم پاک منظم مرتب و از همه مهم تر با ایمان هستی؟چرا باید این همه تلاش کنم ک ب شما برسم،واسه هوس؟ب خدای واحد قسم شماره شما رو قبل از اون ماجرا داشتم ولی هرگز ب شما زنگ نزدم،ب قرآن من مجبور شدم.چرا من هرگز با شما صحبت نکردم؟من هرگز نخواستم با شما صحبت کنم،میپرسی چرا،چون ترسیدم ک یکی مارو ببینه و آبروی شما و پدرو مادرت بره.
یه سوال دارم! خداییش من
حق نداشتم ک ب شما علاقمند بشم؟خدا شاهد ك اگه من شما رو بیشتر از پدرو مادرت نشناسم،کمتر هم نمیشناسم.شما دقیقا همونی هستی ک هر شب آرزوی من شدی و تا ابد هم خواهی بود. KHANOMI@خانومی@...
ما را در سایت KHANOMI@خانومی@ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: من رگ بارونو زدم
بازدید: 99
تاريخ: پنجشنبه
24 بهمن
1392 ساعت: 0:28